« نقاشی های خیابانی | صفحه اول | پیشنهاد به تولید کننده! »

11 آبان 88

چوگان خیریه

mahak.jpg

با خودم می گم چرا محکاین قدر موفقه در جذب کمک؟

دو سه تا جواب بیشتر ندارم. یکی این که بین خیرین اش گرافیست و نقاش و ... هم پیدا می شه که کلی کارهای خوب و جذب کننده براشون کرده اند. دیگر این که (این یکی به نظرم مهم تره) از مذهب مایه نمی گذاره. که آی برای آخرت کمک کنید یا این که قسم به ... یا این که مسوولینش فقط از آدم های با ظاهر خیلی مذهبی باشند. همه جور آدمی بین کارکنانش داره.
سومی این که می دونه تبلیغات چقدر مهمه. کلی ایده ی نو داره در تبلیغ . از کنسرت خیریه گرفته تابازی های چوگان خیریه!!!

یه سر به سایتشون و خدمات الکترونیکشون هم بزنید بهتر متوجه منظورم می شوید.

کارشون واقعا تحسین برانگیزه.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/252


   نظرات

ب.ا.م :

سلام.
جالب بود.
- نظر شما دربارۀ این وبلاگ چیه؟
- خیلی خوبه، فقط عکس دوقلوهاشو بیشتر کنین!
D:
ممنون.

 

پونه :

وقتی ما آدمها که به ظاهر سالم هستیم و گاهی قدر همین لحظه های سلامت بودن رو نمی دونیم و فکر میکنیم که همیشه همین طور می مونیم لازمه که به اینطور مراکزی بریم تا شاید یه گوشه از درد دیگران رو بفهمیم.
سیما جان بچه های موسسه ی محک جزو بچه های نسبتا خوشبخت این کشور هستند. اگه یه بار گذرت به بیمارستانهای دولتی افتاد بخش بچه های سرطانی اونوقت فرق برخوردهای کادر بیمارستان رو با این معصوم ها که تنها گناهشون اومدن به این دنیاست رو با چشمان خودت میبینی.

 

پریا :

سلام
این موضوع مورد توجه من هم بوده...اما راستش من غیر از این سه تا علت که شما نوشتین که خیلی هم مهمه، افراد تحت پوشش محک یا همون گروه هدفش هم خیلی تو نگاه مردم بهش موثر...اول اینکه اینها کودکان بیمار هستند و به نظرم هیچ کس طاقت بیماری یه کودک بی گناه رو نداره. دومیش هم نوع بیماری سرطان که همه مردم اون و ناقوس مرگ میدونن و اغلب تو اطرافیان دور و نزدیکشون کسی رو مبتلا به این بیماری دیدن و رنجشون رو از نزدیک لمس کردن و طاقت دیدن یه کودک رو تو اون شرایط نداره...
خود من هم از اون دسته کسانی هستم که بعد از از دست دادن مادرم بر اثر سرطان، نگاهم به محک و قلکش خیلی جدی تر شده...
کاش...

 

رضا :

سلام،
من می خواستم از یک زاویه دیگه این پست رو تحلیل کنم. به نظرم این نوشته یک کار بسیار ارزشمند هست به این دلیل که به یک مشکل حاد در جامعه ما اشاره کرده:
بی اعتمادی عمومی !
بی شمار مثال داره: در انتخاب شریک (از زندگی تا تجارت)، گرفتن وام، اجاره مسکن، مکانیک ماشین ،....
و این خیلی ارزشمند هست که شما که n تا آدم می شناسنت و اینجا رو می بینند، از اعتمادی که اونها به شما دارند استفاده کردی تا این اعتماد رو تکثیر کنی.
من نمی دونم شما از اول به اون بچه های محک فکر می کردی و از سر دلسوزی این رو نوشتی یا اینکه همین پس کله ات بوده، به هر حال خیلی خوب بود. ممنون.

 

ياسمن فرزان :

چون كودكان سرطاني نزديك هستند. خيلي نزديك تر از اون كه فكرش را مي كنيم. منظورم نزديكي مكاني نبود. منظورم نزديكي فرهنگي بود.
نمي شه "آدم" براي ملاقات بستگان هم شده پاش به بخش انكولوژي باز بشه و نگاهشان را فراموش كنه.

 

maryam :

تحمل مریضی بچه‌ها خیلی‌ سخته، البته نوع بیماری هم مهم، شاید خیلی‌ ربط به نوشته شما نداشته باشه اما یک بار شنیدم که دو تا صندوق کنار هم گذاشتن برای کمک به کودکان سرطانی و کودکان ایدزی، و خوب به بیماران سرطانی خیلی‌ بیشتر کمک شده، در حالی‌ که طرف هر دو کودکان بیمار معصوم بود

 

پرویز :

جالبه نظر رضا در اینباره. درواقع من فقط به دنبال سر نخهای فعالیت موسسه ای بودم که بعد از 16 سال فعالیت ناگهان در این 2-3 ساله اخیر اسمش به گوش میخوره و سر از اینجا درآوردم. میدونید من چی فکر میکنم؟ من به این نوع خیریه ها میگم خیریه های پر سود. چون ورودیش بسیار زیاده و خروجیش کم. یه محاسبه ساده بکنید. وسوسه خیر بودن و احساس خوب داشتن به روش ارزون مثلاً ماهی هزار تومن خیلیها رو تو دام میندازه. در برابر این خیل عظیم جمعیت این موسسه به گروه بسیار بسیار اندکی باید سرویس بده میدونید که احتمال سرطان در کودکان بسیار بسیار کم هست. خداوکیلی کدوم یکی از شما یا حتی دوستانتون یک کودک سرطانی میشناسید؟ از خودم می پرسم ای خدا این همه آدم خیر دور و بر ما هست که دوست دارن به یه موسسه فانتزی شیک تر و تمیز در دور دستها کمک کنند اونوقت سر هر چهار راهی که وای میسی کلی بچه خیابونی میبینی. خدااااا

 

پرویز :

یه بار دیگه نظرتون رو به ترکیب بسیار متناقض در عین حال بسیار ترحم برانگیز جمعیت هدف این موسسه جلب میکنم. کودک و سرطان. چیزی که احتمالش نزدیک به صفر هست در واقع.

آقای پرویز:
ممنون. تا به حال به این نکته ای که گفتید فکر نکرده بودم. البته من از نزدیک رفته ام و بیمارستانشان را دیده ام اما همچنان حرف شما می تونه وارد باشه.
ولی یه چیزی بگم ؟ همه ی مردم که نمی تونند بروند موسسه ی خیریه تاسیس کنند. اونها می روند و به موسسات کمک می کنند معنی این حرف شما را این طور می فهمم که به شدت به موسسات خیریه ی حمایت از کودکان کار نیاز داریم. با همین کیفیت تبلیغات که محک داره.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007