« ریتم | صفحه اول | من بی تقصیرم »

26 آذر 87

رنگ گندم

به نظرم اولین تحول در ثبت خاطره زمانی بوده که آدم ها شروع کرده اند به نوشتن. خیلی بعد با ضبط صدا، صداهای دوست داشتنی رو برای خودشون نگه داشتند. بعدتر با عکس گرفتن از جاها، افراد و چیزهای مختلف حس خوبشون نسبت به اون ها رو یه جایی تو اون عکس قایم کردند و با هر بار دیدنش برای خودشون یادش رو زنده کردند. باز هم بعدتر با فیلم گرفتن صحنه های زیبای زندگی رو ثبت کردند. این میون ضبط صدا از همه اش بهتره چون خود صدا رو بهت بر می گردونه، کاری که هیچ وقت فیلم و عکس نمی کنند.

حالا پیشاپیش غبطه می خورم به حال آیندگانی که بو رو ضبط می کنند. کوچولوهای ما به تدریج بزرگ می شند، برای خودمون کلی از کارهاشون رو تو عکس و فیلم ضبط کردیم که با هر بار دیدنشون یاد این روزها بکنیم. اما یکی از زیباترین چیزهای هر بچه بوشه! متاسفانه این رو نمی شه ضبط کرد و من از حالا دلم تنگ می شه برای وقتی که این بوی بچه شیرخواره رو ندهند.

این جاست که باز دوباره "رنگ گندم" مهم می شه!! باید بری بچه های دیگه رو بو کنی تا یاد این روزهای بچه هات بیفتی.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/180


   نظرات

وحیده :

سلام.خوبی؟ یه چیزِ عجیب بگم؟ خواهر کوچیکه ی من تقریبا هشت سالش تموم شده حدودا یه ماه پیش بوی بچگیشو گرفته بود!! من و مامانم مثل این ندیدبدیدا هی بغلش میکردیم و بو میکردیمش...واقعا بی نظیره...

 

زهرا :

بوی بچه یکی از شیرین ترین بوهاییکه منم دوست دارم،
راستی دوستم فکر کنم اولین ثبت خاطرات به صورت نقاشی روی دیواره غار ها بوده،خیلی قبل تر از اختراع خط.

 

کویریات :

الهی چه مامان نازی! من هم می دونم بوی بچه چه خوبه!

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007