« پشت درخت | صفحه اول | قناد فیتیله ای »

23 آبان 87

نوشته های نیمه شب

- من هنوز مرخصی هستم و تا دو ماه دیگه هم که دخترها 6 ماهه بشند (زمانی که دیگه تنها غذاشون شیر مادر نیست) هم چنان تمام وقت مشغول مراقبت از دخترهای گلمون هستم (امیدوارم زودتر یه پرستار مناسب پیدا کنیم و من هم دلش رو پیدا کنم که بچه ها رو بهش بسپرم). این رو نوشتم چون خیلی از دوست ها از یادداشت قبلیم تصور کرده اند دیگه می رم سر کار!! من فقط رفتم و وسایلم رو جا به جا کردم.

- هم چنان بسیار مشغولم. هنوز بعد از 4 ماه پیش میاد که چند روزی فرصت نشه خودم رو تو آینه نگاه کنم. عادیه که چند روزی از در خونه بیرون نرم و حتا فرصت نکنم برم تو حیاط! هنوز بسیار شاد می شم وقت هایی که مادر عزیزم میاد و با عصای جادوش به خونه می زنه و همه چیز می ره سر جاش، همه جا مرتب می شه، غذا آماده می شه، کارهای بچه ها راست و ریست می شه. نگهداری از دو تا کوچولو بیش از تمام روزم رو می گیره! از آهنگ وبلاگ نویسی ام هم معلومه. به هر حال این همه شیرینی داشتن دو تا دختر کوچولوی گل و دیدن رشدشون و کارهای با نمکشون، این قیمت رو هم داره!! سامان که دو شغله شده! غروب که از دانشگاه میاد تازه شغل دومش شروع می شه. البته اعتراف می کنم که این قدر کار شیرینیه انگار آدم خسته نمی شه اصلا. یعنی می شه اما با این همه خستگی راحت کنار میاد.

- خیلی وقت ها با خودم می گم طبیعت خودش فکر همه جا رو کرده. همون طور که مادر دو قلو می تونه به دو تا بچه شیر بده، یعنی به خاطر دو قلو بودن شیرش هم دو برابر می شه، انگار توان مادر و پدر هم دو برابر می شه. به نظر من هیچ چیز به جز علاقه ی مادری و پدری نمی تونه کمک کنه. وگرنه کی این همه خستگی رو تاب میاره؟


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/171


   نظرات

sarbehava :

khasteh nabashi khaleh jooooon!

 

کویریات :

خدا قوت و خسته نباشین. کاش ما بچه ها بدونیم مامان باباهامون چه روزهایی رو و چه سختی هایی رو گذروندند تا ما اینقدری شدیم!

 

ghazal :

it is always nice to hear from you

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007