فرهاد کنجکاو
دیشب حسابی تا صبح بارون اومد. صبح پاشدم و نگاهی به حیاط انداختم، دیدم کلی کرم کف حیاط دارند راه می رند! حتا خیلی دور از باغچه هم کرم ها بودند. یاد فرهاد کنجکاو (علوم دوم دبستان) افتادم. جدا طبیعیه که آدم فکر کنه این ها از آسمون میان! آخه برای چی راه افتادند و این همه از باغچه دور شده اند؟
چه بد که ما کتاب های درسی مون رو به یادگار نداریم. یادتونه آخر سال که می شد، بعد از امتحان ها (معمولا روز کارنامه ی ثلث سوم ) باید کتاب هامون رو پس می دادیم به مدرسه؟ می گفتند می فرستند برای مناطق محروم و روستاها. خیلی دلم می خواست داشتمشون و ورقی می زدم.
هنوز که هنوزه بعضی وقت ها که این جوری شبونه بارون میاد صبح که پا می شم و می رم حیاط نفس بکشم و از هوای تمیز لذت ببرم یاد دو نفر می افتم: فرهاد کنجکاو و کبری (در تصمیم کبری)! بعد یه لبخندی می زنم و با خودم می گم آخه چرا درس های کتاب هایی دبستان (به خصوص فارسی و علوم سه سال اول) این طوری تو ذهن من مونده؟ فکر نمی کنم به مدرسه و معلمم مربوط بشه، چون من توی دبستان چهار تا مدرسه ی مختلف رفتم!! آمادگی و اول یه جا، دوم یه جای دیگه، سوم هم مدرسه ی دیگه و چهارم و پنجم باز هم مدرسه ی دیگه!!
نظرات
منجوق :
كتاب هاي درسي ما خيلي خوب نوشته شده بودند براي همين هم توي ذهن ماندند.
البته وقتي چيزي اشتباه هم تدريس بشه متاسفانه در ذهن مي مونه.
مثل درس اصطكاك در ابتدايي كه ادعا مي كرد اگر جعبه رو روي سطح بزرگترش بكشيم با اصطكاك بيشتري رو به رو مي شيم.
منجوق - October 27, 2008 5:24 PM
کویریات :
من و همسرخان هم خیلی درس های ابتدایی یادمون ه و کلی اوقات شعرهای کتاب فارسی رو باهم می خونیم! خیلی حال میده. من فکر می کنم که درس های ابتدایی چون خیلی تکرار میشد سر کلاس و کلی مشق و پرسش و اینها تو ذهنمون مونده راستی کتاب های درسی رو میشه اینجا دید البته خیلی هاش عوض شده حتی با زمان ما که خوب فکر کنم یه 6و7 سالی از شما کوچکترم. ولی خوب دیدنش خالی از لطف نیست. اینم لینکش:
http://edu.tebyan.net/textbooks/index.htm
کویریات - October 28, 2008 12:16 AM
inh vhnad :
فکر کنم این درسا همیشه یاد همه میمونه...میگن اون چیزی که آدما تو بچگی یاد میگیرن مثل اینه که یه نوشته ای رو روی سنگ کنده باشی که هیچ وقت از بین نمیره.پیروز باشید
inh vhnad - October 28, 2008 12:37 AM
هدا راشدی :
فکر کنم این درسا همیشه یاد همه میمونه...میگن اون چیزی که آدما تو بچگی یاد میگیرن مثل اینه که یه نوشته ای رو روی سنگ کنده باشی که هیچ وقت از بین نمیره.پیروز باشید
هدا راشدی - October 28, 2008 12:37 AM
مریم :
منم دقیقا
کلاس اول یک جا بودم. دوم و سوم یک جای دیگه. چهارم و پنجم رو هم باز یکجای دیگه.
ولی من خیلی هاش رو یادم نیست. مثلا همین تصمیم کبری یادم نیست چی بود. البته اسمش رو یادمه ولی قصش رو نه. حسنک کجایی و کوکب خانم رو خیلی خوب یادمه.
مریم - October 28, 2008 12:52 AM