« این در و اون در | صفحه اول | دکتر خوب »

22 خرداد 87

شش هفت میلیارد

شش هفت میلیارد انسان روی زمین زندگی می کنند، این یعنی شش هفت میلیارد بار خانمی باردار بوده است. پس آماری هم نگاه کنیم یکی از بدیهی ترین اتفاق های دنیا باید بارداری باشه و مردم باید براشون دیدن یه خانم باردار عادی باشه چون چه خودشون چه هر کسی که دور و برشون، تو خیابون و این ها می بینند نتیجه ی بارداری یه خانم اند.

اما راستش تو ایران یا بهتره بگم تهران که اصلا این موضوع عادی نیست! این قدر با تعجب و چپ چپ آدم رو نگاه می کنند که گاه به ظاهر خودت شک می کنی. من که دیگه به دلیل سنگینی و ترس از شلوغی، زیاد تو خیابون نمی رم یا بهتره بگم اصلا نمی رم. فقط می رم سر کار و بر می گردم ( که اون رو هم دیگه باید قطع کنم.) اما همین قدری که می رم یا قبلا که بیشتر می رفتم، نگاه های دیگران خیلی اذیتم می کرد. خیلی از اطرافیانم می گفتند تو سخت می گیری، این جوری هم نیست اما خودشون وقتی باهام اومدند گفتند وا چرا این جوری نگاه می کنند؟!! حتا سامان هم که اصولا آدم خوش بین و ساده گیریه دیگه این نگاه ها براش خیلی عجیبه. به قول سامان یه جوری نگاهم می کنند که انگار دارند می پرسند یعنی این خانمه چش شده که شکمش بزرگ شده؟ این یه بیماریه؟
جالب این جاست که سنگین ترین نگاه ها رو خانم ها دارند، خانم های میان سال که عمدتا خودشون هم مادرند و من این رو دیگه اصلا نمی فهمم. اگر دخترهای جوان این جوری نگاهم می کردند می گفتم خب تجربه ی بارداری ندارند و براشون عجیبه، اگر آقایون بودند که خب نگاه هاشون دیگه عادی شده، اما این بار این خانم ها هستند که این جور نگاه می کنند.

خیلی با خودم فکر کرده ام که آخه چرا؟ بعضی ها می گند که آخه تو ایران زیاد رسم نیست خانم باردار از خونه بره بیرون!! خانم باردار خودش روش نمی شه زیاد بره تو خیابون!!! من نمی فهمم آخه بارداری، کم بدیهیه؟

این غیر بدیهی بودن ِ بارداری خیلی جاها خودش رو نشون می ده! مثل خیلی مسایل مربوط به زنان حرف زدن درباره اش هم زشت محسوب می شه. ملموس ترینش رو بگم. من این چند ماه بیچاره شدم تا لباس پیدا کنم. به خصوص یه مانتوی مناسب که بشه سر کار پوشید! همه اش یه جور شنل هست که من باهاش مهمونی هم نمی رم. تا می پرسی چرا این طوره یه جورهایی می گند مگه خانم باردار سر کار هم می ره؟ به خصوص اگر دو قلو باردار باشی و خب بزرگتر از خانم های باردار دیگه شده باشی دیگه رسما لباس نداری. باورش سخته ولی من یکی دو مرحله تو بارداریم بوده که از زور بی لباسی نتونستم برم بیرون!! تا این که خیاط برام مانتوی مناسب دوخت که اون هم خیلی سخته که بری پارچه بگیری، ببری برای خیاط، بری پرو و بعد هم تحویل!! چند بار رفت وآمد به جای یه بار خرید از مغازه. لباس هم که یه سری عمه ام برام فرستاد و آخرش یه دوست خیلی خوبم برام دوخت وگرنه حتا یه لباس مناسب که بشه تو جمع پوشید هم پیدا نمی کردم.شاید اگر بگردید پیدا بشه اما تو شرایط من که نمی شه رفت و گشت، پشت چرخ نشستن هم برام دیگه تقریبا غیر ممکن شده.

خلاصه این رو گفتم که نمونه ای از معلولیت ِ (!!) بارداری تو جامعه مون رو بگم.

یکی از این نشریه های الکترونیکیِ انگلیسی راهنمای بارداری رو مشترک ام که هفته به هفته ی بارداری برام اطلاعات مفیدی می فرسته. وقتی عکس های خانم های باردار رو می بینم به حالشون غبطه می خورم، که با چه خوشحالی ای می رند بیرون و لباس مناسب می پوشند و نه تنها شکمشون رو پنهان نمی کنند که یه جوری لباس می پوشند که توجه هم جلب می کنه و ما این جا مثل همه چیز دیگه مون بارداریمون هم جز عجایب به حساب میاد. آقایون که خیلی هاشون من رو می بینند سرشون رو می اندازند پایین، من هرگز نفهمیدم چرا از دیدن خانم باردار خجالت می کشند و با دیدن نگاهشون فوری یاد همون شش هفت میلیارد بارداری می افتم!!

هر چی می خواهند بگند، هر جوری می خواهند نگاهم کنند، من که در تمام بارداری ام از باردار بودنم لذت برده ام و نه تنها پنهانش نکرده ام که با افتخار به همه گفته ام. از این که همه بفهمند من باردارم و دارم این موقعیت بی نظیر رو تجربه می کنم لذت می برم. هر قدر می خواهند چپ چپ نگاهم کنند.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/133


   نظرات

safzav :

این رو برای ما خانم ها خیلی عادی میدونن که از فیزیولوژیمون خجالت بکشیم! خجالت بکشیم که بگیم پریودی، بارداریم یا هر چیز دیگه. مدت هاست به این نتیجه رسیدم که دلم نمیخواد جز این آدم ها باشم و این خجالت سنت شده رو با خودم حمل کنم. دلم میخواد به فیزیولوژیم افتخار کنم. دلم میخواد اگه یه روزی باردار شدم لباس های خوشگل بپوشم که شکمم توش معلوم باشه و بتونم کیف کنم با بچه ای که من به دنیا خواهم آوردش. دلم نمی خواد شبیه اون خانم هایی باشم که موقع بارداریشون وقتی میخوان برن بیرون چادر میپوشن ... این چند وقت گذشته با یک سری آدم سر و کار داشتم، با یک سری خانوم، که آه و واه و واویلا میکردن وقتی دیده بودن یه خانم بارداری سارافونی پوشیده که بالای شکمش بند داره و اومده تو خیابون. معتقد بودن چرا جای قایم کردن شکمش اینقدر وقیحه که یه چیزی پوشیده که شکمش بیشتر پیدا بشه ... دلم نمیخواد اینارو ...

 

Nasimeh :

Salaam,
man khahar shoharam taze bachash be donya oomade. January ke dashtim miomadim Iran behem goft barash chand ta lebase hamelegi bebaram. oon ham sare kar miraft. kharidane lebase hamelegi inja ro ghablan tajrobe nakarde boodam. avalan ke kheyli mehraboon bahat bar-khord mikonano koli vaght mizaran hame chizo tozih bedan. jodagane lebas baraye 3-maheye aval, 3-maheye vasat va 3-maheye akhar daran. ye seri ham motaka dar size-haye mokhtalef daran ke band ham beheshoon vasle mitooni bebandi be shekamet ke lebasaro emtehan koni.
alan dige fekr konam dire, vali agar migofti behem barat mitoonestam az inja ye seri befrestam/biaram!

 

alireza :

سلام
اول اینکه یعنی شش هفت میلیار بار خانمی در »»»چند سال اخیر««« باردار بودند....
دوم، تو مالزی از آنجایی سیاست افزایش جمعیت رسماً از سوی دولت پیگیری میشه (الان 28 میلیون هستند و تا دوازده سال دیگه باید 32 میلیون نفر بشوند) زن بار دار یک پدیده عادی است... من خودم همکلاسی داشتم که تا روزهای آخر تو دانشکده حضور داشت و یا صندوقدار تریا دانشکدمون به من این فرصت را داد که تغییرات یک آدم باردار را روز به روز مشاهده کنم!!!
البته این موضوع برای همدانشکده ای های ایرانی ام که اکثراً خانم بودند عجیب بود... و همه میپرسیدند که ایشون کی دیگه نمیاد سر کار!!!

 

قاسم :

میانگین رفتار دخترها و زنان در ایران همان دستِ کم به اندازه‌ی رفتار پسرها و مردان اشتباه است! به‌تر است یک طرفه به قاضی نرویم.

 

زهرا :

:)

 

مانيا :

خوب شايد تا حالا خانمي كه دوقلو حامله باشه نديده اند، براشون عجيبه كه اينقدر شكمت گندست!
راستي، مگه تو خياطي هم بلدي؟

 

کاساندرا :

نوشته‌ات تحریکم کرد که یه چیزی تو وبلاگم بنویسم.
http://blogcassandra.blogspot.com/2008/06/blog-post_12.html

به نظر می‌آد مردم باردار شدن رو اینجا خیلی سهل می‌گیرن و با بودن این همه گربه و قو و انسان باردار دور و اطراف حتی بچه‌ها هم نباید زیاد تعجب کنن از این پدیده.

در مورد سهل گرفتن زایمان هم که قبلا تلفنی با هم صحبت کرده‌ایم.

 

doost :

سیما جان در کشوری که صحبت از سکس همواره تابو بوده و عشق و علاقه زن و شوهر به هم باید کاملا مخفیانه و دور از نظرها باید باشه تا خدای نکرده بی حیایی به حساب نیاد و چارچوبهایی که برای حجب و حیا در نظر گرفته شده فقط محدود به این مسائل هست جای تعجب نداره وقتی خانم بارداری رو می بینند به چشم یک بی حیایی به این قضیه نگاه کنند و حتی از خجالت سرشونو بندازن پایین.

 

Hani :

:) راستش با خودم که فکر می کنم، منم اگه یه خانم باردار ببینم، حتماً کلی نگاهش می کنم... اما به جون خودم قول می دم که فقط ذوق زده میشم که یه نی نی یا بعضی وقتا دو تا نی نی در حال آماده شدن برای اومدن به دنیای ما آدم بزرگ ها هستند...تازه به نظرم خانمهای باردار همیشه مهربون تر از بقیه هستند و میشه بهشون لبخند زد...شما هم نگاههای بقیه رو بذارید به حساب ذوق زدگی... :)

 

ghazal :

sima joonam, etefaghan ye doostaye man tooye amrica ham gharare hamin rooza zayeman kone az dastesh kheyli mikhandam vaghti hey ba tajob mige vaghean dige shekamam kheyli bozorg shodeha! manam mikhandam migam: honey let me break the news to you, you are pregnant! kashki baramoon aks mifrestadi, man motmaenam kheyli mooshmooshi shodi .

 

مریم :

سلام سیما جونم! بیصبرانه منتظر دیدن دوقلوها هستیم. منو مهدی دیگه به شما می گیم مامان و بابای دوقلوها!
در مورد پستت باید بگم که من هم در این مورد با نظر doost موافقم. و فکر می کنم که دلیل اصلی این باشه ولی من با دید مثبتی به این قضیه نگاه می کنم وفکر می کنم که نسبت به قبل خیلی این نگاه به یک زن باردار بهتر شده .

 

نیاز :

شاید به خاطر این زیاد نگات میکنند که شکمت از حالت بارداری معمولی خیلی بزرگتره و درصد کمی از مردم دوقلو دارن بنابر این همه چیزو با بدبینی بهش نگاه نکن بعد از اینکه مادر شدی و بچه هات به دنیا بیان شاید تو هم به یه مادری که دوقلو هامله هست با دقت بیشتری نگاه کنیی وناخوداگاه یاد بارداری خودت بیفتی وبعد فکر کن ببین درسته که کسی بهت بگه نگاه کن خانمه با این که دو تا بچه داره به من چپ چپ نگاه میکنه!!!
به نظر من بعضی از دقدقه هات از اینه که خودت هم تا حدی با این تصویرهای ذهنی بزرگ شدی میتونی هر جور دوست داری فکر کنی و عمل کنی چرا اینقدر دار دار میکنی!!

تا خورشید:
دوست عزیز! من این نگاه های رو از پنج ماهگی که شکمم اصلا اندازه ی خانمی که یه دونه مثلا نه ماهه بارداره نبود هم دیده ام! در نتیجه زود حکم ندید لطفا!

 

باد صبا :

سلام
نوشته جالبی بود.
البته تا اونجا که من خوندم تا حالا حدود 90 میلیارد نفر انسان روی زمین متولد شده.
موفق باشید و امیدوارم همه چیز به خوبی پیش بره

 

شمسی خانوم :

من هم نمی فهمم. واقعن نمی فهمم. مردم ما از بسیاری جهات از حیوان ها هم پایین تر هستند و فکر کردن به اونا انرژی تلف کردنه. به جای اینا... به نی نی های کوچولوی نازنین فکر کن و زایمان راحتت... به امید خدا.

 

سمیرا :

این جا همه ی ِ اسباب ِ راحتی ِ خانم ِ باردار هست که آب تو دلش تکون نخوره و در همه ی ِ اتوبوس های ِ شهری جای ِ مخصوص دارن. سال ِ اول که از ایران اومدم بیرون به نظرم این جا آدم ِ حامله خیلی زیاد بود ولی احتمالاً دلیلش این بوده که در ایران نمی دیدم کسی بیرون بیاد و این جا خانم های ِ حامله بیرون می یان و کار می کنن. یه پست داک ما این جا داشتیم که تا سه روز قبل ِ زایمانش اومد دانش گاه!دو روز بعدش هم عکسای ِ خودشو و بچه شو واسه همه فرستاد. مبهوت ِ این سرعت ِ عمل شدم من فقط!

 

نیاز :

احساس میکنم با عصبانیت جواب دادی و با روحیه ای که از خودت تعریف میکنی سنخیت نداره به هر حال امیدوارم ارام باشی با نظر هانی موافقم بذار به حساب ذوق زدگی مردم در ضمن دوست دارم این روبدونی یا اگر میدونی فراموش نکنی که هر انسانی و هر بارداری محصر به فرد هست همونطور که خودت نوشتی و اگربا دقت بیشتری به نوشته خودت توجه کنی گفتی که این (باداری )یه چیز خیلی عام هست و6و7 میلیاردو.. ولی در اخرش گفتی این دوران بی نظیر
در واقع اول وا خر نوشتهات سنخیت ندارن حاملگی طبیعی ترین پدیده عالم در عین حال خاص ترین چیز ست که به احتی حتی دکترای زنان با تجربه هم اعتراف میکنن که در این مورد نمیشه هیچ چیزو پیش بینی کرد

 

یه مامان :

سیما جان بهتر است در این بازه خوشبین باشیم ما هم جیزهای خیلی خوب داریم هم چیزهای قابل تحمل.
در مورد نگاههای عجیب خانمها فقط از روی قوی بودن حس مادرانه و یادآوری خاطرات گذشته آنهاست.
حیای آقایان نیز معنی نوعی مراعات کردن است که چیز بدی نیست!
درمورد لباس مناسب هم اشکال فقط در این مورد نیست جامعه ما متاسفانه از نظر اطلاع رسانی بسیار ضعیف است هر چیز لازم داشته باشی خودت به تنهایی نمیتونی اطلاعات کسب کنی نهایتاٌ باید به توصیه دیگران که قبلاٌ تجربه کرده اند گوش کنی!!
در مورد مجلات خارجی من در دوران بارداری چند شماره آن را دریافت کردم سوای اطلات دقیق آنها که چیز بدی نیست دیدن تصاویر به دنیا آمدن یه بچه چنان مرا وحشت زده کرده بود اصلاٌ نمیتونستم بخوابم هر چیز حدی دارد فقط با استعانت از خدا وذکر آیات الهی تونستم آرامش را به خودم برگردانم.

 

ناآشناس :

بنده هم با نظر دوست موافقم. حاملگی بر داشتن سکس دلالت می‌کند که این روزها در ایران لابد چیز غیرطبیعی و منفور و اسمش‌رو‌نیاری هست. خیلی تابو در جامعه کم داریم٬ با این طرحهای امنیت اجتماعی =social security! به آنها اضافه هم می‌شود.
خدا به سامان و شما صبر بدهد. در ضمن تبریک :)

 

علی :

من برام خیلی عجیبه چیزی که شما نوشتی و عجیب تر نظرات خوانندگان که این قضیه رو با تابو بودن صحبت از سکس یا پریود مقایسه کردن.
من بشخصه هر وقت خانمی باردار می بینم با خوشحالی و لبخند نگاهش می کنم بخصوص اگر متوجه من باشه سعی می کنم انرژی مثبت براش بفرستم.
اما بنظر من می رسید که اتفاقا این قضیه بارداری در جامعه ای مثل ایران باید خیلی راحت تر از چیزی مثل سکس باهاش برخورد بشه که اقلا در اطرافیان من که اتفاقا سنتی و نستا مذهبی هم هستن اینطوره. بنابراین در اکثریت جامعه که شاید باز تر هم باشه باید بهتر باشه!

 

لطیف :

در دنیا استسنا هم هست

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007