این در و اون در
- روزهای تابستون زیادی بلندند. تو روزهای تابستون دلم برای شب های زمستون تنگ می شه و تو شب های زمستون برای روزهای تابستون.
اصلا معلوم نیست کی راضی هستم. البته خوبی تابستون به نسبت زمستون گل ها و سبزه ها و باغچه ها هستند. با سرمای سخت زمستون قبل حالا حالاها دلم برا زمستون تنگ نمی شه. به خصوص که امسال برای اولین بار توی تهران کلی درخت و بوته می بینم که سرمای پارسال زدتشون. جالب این جاست که چنارها از معدود گیاه هایی هستند که تو زمستون پارسال دوام آوردند و کمتر شاخه ی خشکی برشون دیده می شه.
- در کمال پررویی می خوام دو هفته مانده به زایمان برم کنسرت! امیدوارم بتونم. فعلا که بلیط دارم تا ببینیم چی می شه. خواهش کردم بلیطم اون کنارهای سالن باشه که اگر دیدم ناراحتم زود برم بیرون. آخه خیلی حیفه، مدت ها بود که منتظرش بودم. تا وقتی که پیش استاد می رفتم می شنیدم که مشغول تمرین اند. سال ها چهارشنبه ها می رفتم پیش استاد و این چند ماه آخر به خاطر تمرین های این کنسرت بعد از سال ها برنامه ام عوض شد. عجیب دلم برای کلاس های سه تار تنگ می شه. امیدوارم بتونم دوباره ادامه بدم وقتی کوچولوها یه کم از آب و گل درآمدند.
پ.ن: فکر کنم با نوشته ی قبلیم یه سو تفاهم ایجاد کردم. چون تا حالا دوتا از دوستام بهم گفته اند لازم دونستم این جا بنویسم.
من نوشتم دو هفته قبل از زایمان (به امید خدا) می خوام برم کنسرت، ننوشتم الان دو هفته مونده! حالا یه ۳-۴ هفته ای هنوز دارم اگر همه چیز خوب پیش بره.
چون خیلی از دوست هام از طریق وبلاگم از حالم با خبر می شند گفتم شاید خوب باشه این جا یه توضیحی بدم.
نظرات
پی براه :
امیدوارم راحت بری کنسرت پسری من که 11 روز زودتر اومد پس خیلی مراقب خودت باش و اصلا به خودت فشار نیار امیدوارم همه چیز خوب پیش بره مراقب خودت و گلهای تو دلیت باش
پی براه - June 9, 2008 7:52 PM
سمیرا :
سیما خانم شما می دونید که آیا امکان ِ خرید ِ بلیط از خارج ار کشور وجود داره
تا خورشید: راستش نمی دونم. خودم هم برادرم برام بلیط گرفته.
سمیرا - June 10, 2008 5:20 PM