تونل وحشت
جدا از حس هاي خوبي كه در بارداي دارم و تجربه هاي ناب مادر شدن، مي خواهم اين جا از مشكلاتي كه يه خانم باردار به عنوان يه شهروند داره هم بنويسم.
يكي از مشكلات يه خانم باردار شاغل در تهران رفت و آمد به سر كاره! به نظر من تو اين شهر بارداري هم مثل شكستگي دست و پا و حتا چپ دستي (!!) يه نوع معلوليت حساب مي شه.
يه خانم باردار نمي تونه بپره و ماشين بگيره و جاهايي كه كلي آدم منتظر ماشين هستند و نظمي هم در كار نيست و هر كسي از راه برسه خودش رو اول صف مي دونه، رفت و آمد خانم باردار غير ممكنه. در ميدون هاي شلوغ هم نمي شه راه رفت چون رسمه كه همه به هم تنه بزنند و برند و اصلا كسي به كسي نيست. بعضي ها هم عقبكي راه مي رند! خلاصه همه ي اين ها باعث مي شه كه اگر ديگه خيلي هم سنگين شده باشي و كارت هم برات خيلي مهم باشه و نتوني ازش بگذري، تصميم بگيري كه هزينه ي سنگين رو تحمل كني و هر روز براي رفت وبرگشتت ماشين بگيري، منظورم آژانسه.
اما مشكل به همين جا ختم نمي شه. مساله ي بعدي رانندگي ها در تهرانه! هم رانندگي ها ناجوره و هم خيابون ها كه پر از دست اندازند. خلاصه حالا بايد براي اين يكي راهي پيدا كرد. يه راهش اينه كه تا جايي كه وقت همسرت اجازه مي ده، اون ببردت و بياردت. اما خب اين كه هر روز ممكن نيست. راه بعدي اينه كه دايم به راننده گوشزد كني كه رعايتت رو بكنه. بعضي هاشون همين كه مي آيي سوار بشي مي بينند بارداي و خودشون رعايت مي كنند اما خب اين ها خيلي خيلي كم اند. اما بيشترشون انگار يا نمي بينند يا اگر هم مي بينند براشون مهم نيست يا اگر هم هست اصلا نمي دونند بايد چطور رانندگي كنند.
نكته اي كه جالبه اينه كه اون چه كه من رو اذيت مي كنه شتابه نه سرعت! يهو پيچيدن، ترمز كردن، دست انداز و ... خيلي بده و فوري واكنش كوچولوها رو در شكمم احساس مي كنم. اما بيشتر راننده ها وقتي بهشون مي گم لطفا يه كم با خاطر شرايط من با احتياط بيشتر رانندگي كنيد، فكر مي كنند دارم مي گم آهسته بريد! مي رند تو خط كناري بزرگراه و يواش رانندگي مي كنند اما دوباره تو دست انداز ها بي ترمز يهو ماشين مي پره بالا و پايين و مشكل شتاب پابرجاست.
به نظر من در "آموزش رانندگي" در تهران، حتما بايد "رانندگي در صورتي كه خانم باردار در ماشين هست" رو هم آموزش بدهند. حالا از آموزش ِ اين بگذريم كه "اگر عابر پياده معلول بود يا باردار بود" چه بايد كرد.
ديروز طبق معمول داشتم مي رفتم دكتر و آژانس گرفته بودم. به خاطر شرايط خيابان رو به روي مطب پياده شدم كه خودم عرض خيابون رو رد شم. چند وقت بود اين كار رو نكرده بودم. چشمتون روز بد نبينه. حس كردم دارم بازي كامپيوتري مي كنم. تازه رو خط عابر پياده هم بودم. راننده ها با ديدن من (با اين شكم گنده!) تر جيح مي دادند به جاي توقف (پشت خط عابر پياده) گاز بدهند و زود ردم كنند. ياد وقت هايي افتادم كه رانندگي مي كردم و راهنما مي زدم، اين كار باعث مي شد همه بدتر با سرعت از كنارم رد شند. با خودم گفتم چي فكر مي كنند؟ يعني جدا حس نمي كنند دارند من رو آزار مي دهند؟ يعني اون چند ثانيه زودتر رد شدن اين قدر مهمه؟
در همين بين كه وحشت زده بودم ديدم يه موتور سوار داره چيزي بهم مي گه. راستش در بدبيني كامل فكر كردم مزاحمه و ديگه با اين شرايطم حسابي لجم در آمده بود. اما دقت كه كردم ديدم موتور سوار بيچاره اون ميون دلش سوخته و داره مي گه شما بيا اين طرف و من با موتور راه مي گيرم و شما از اون طرف رد شو. يادآوري مي كنم كه همه ي اين ها نه در بزرگراه كه در يه خيابون و روي خط عابر پياده رخ داد. خلاصه بالاخره رد شدم و پشت دستم رو داغ كردم كه حتا شده از راننده بخواهم براي يه عرض خيابون كلي دور شمسي و قمري بزنه، خودم از خيابون رد نشم.
پ.ن: شما را به خدا، من خودم گوشم از نصيحت پره. شروع نكنيد به نصيحت كه مواظب باش و نرو بيرون و ... . خودم كه گفتم پشت دستم رو داغ كردم.
نظرات
F.F :
یه وقتایی فکر می کنم راننده ها با من مسابقه کی زودتر برسه میزارن. دیروز داشتم از خط کشی رد میشدم، یه ماشینه با تمام وجود تلاش می کرد زودتر از من برسه و رد شه. فرمونو میداد به راست و گاااااززززز!!!!! اگه راهشو می رفت میتونست راحت از پشت سرم رد بشه. ولی انگار یه جور مریضیه خاصی هست!!!!
چند روز پیش تو میدون ونک هم یه پژو تو ترافیک برای یه متر جلو اومدن چنان گاز داد که انگار داره استارت مسابقه میزنه. یه متر اومد جاو وایساد. رسما بهش گفتم تو که می خواستی بیای اینجا وایسی چرا اومدی راه ما رو هم گرفتی؟ فقط یه نگاه کرد!
F.F - May 19, 2008 3:55 PM
امیر :
سلام ، من که قبلا احتیاط می کردم ، با این حرفهای شما شرمنده شدم. چشم از این به بعد بیشتر رعایت می کنم
امیر - June 2, 2008 12:17 AM