« تعطیلی؟! | صفحه اول | موسيقي ِ مظلوم! »

ساز

امروز یه دوست با نامزدش آمده بود خانه مون. از اون دوست شنیده بودم که نامزدش بسیار مانوسه با تنبور.

دو سالی است که تنبوری از سامان هدیه گرفته ام که بیشتر باهاش دست دست می کنم تا این که بزنم، آخه بلد نیستم، خیلی با سه تار فرق داره.

خلاصه بنده های خدا از راه نرسیده بودند که من با شوق تنبورم رو آوردم که نامزد دوستم بزنه و بگه چه جور تنبوریه. جدا برام جالب بود. آخه این شخص از اون هایی است که از بچگی و تو خانواده با ساز بزرگ شده و ساز براش یه دوست آشنای نزدیکه. ساز رو با علاقه ی خاصی دستش گرفت و زد و زد و زد و آخرش هم گفت ساز خیلی خوبیه.

نواحی خاصی از ایران هست که خیلی برام جالبند، از این جهت که ساز مثل یه عضو خانواده است و بچه همین که بزرگ می شه خیلی بدیهی با ساز آشنا می شه و اطرافش کلی آدم می بینه که ساز می زنند. این ها احساسشون با ساز خیلی با ما تفاوت داره. ساز براشون مثل یه عضو خانواده است، جزیی از ضروریات و بدیهیات زندگی. ساز زدن مثل کارهای دیگه و عادی و واجب زندگی شونه. نکته ی جالب اینه که در این مناطق نه تنها ساز زدن تضادی با دین نداره که اصلا جزیی از اونه.

پ.ن: منظورم از مناطقي كه گفتم، شمال خراسان، كرمانشاه يا كردستانه. دست كم من توي اين ها ديده ام. البته اين ها هم نه در شهرهاي بزرگ كه هر چه به شهر هاي كوچك تر بري بيشتر مي بيني.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/99


   نظرات

فاطمه :

كجاها ميشه؟

تا خورشيد: شمال خراسان، جنوب خراسان، كردستان، كرمانشاه و ...

 

باد صبا :

سلام
خیلی جالب بود. ممنون از اطلاعات جالبی که نوشتید.
سال خوبی داشته باشید.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007