« همین جوری | صفحه اول | انبار مهمات تجریش »

26 اسفند 86

بازار

خريد كردن از بازار رو خيلي دوست دارم. تا به حال بيش از دو سه بار نرفتم بازار تهران، چون دوره و هميشه هم خيلي خيلي شلوغه، البته اونجا براي من زيادي هم بزرگه.

اما خوشبختانه اين شانس رو دارم كه بازار تجريش هر روز تو مسيرمه. هم بازاره (به معني سنتي اش) هم به بزرگي بازار تهران نيست كه توش گم بشم. برام خيلي هيجان انگيزه كه همه جور مغازه اي توش پيدا مي شه. مثلا اگر دنبال ساعت سازي هستي كافيه از وقتي وارد مي شي فقط چشمت دنبال ساعت باشه بعد كلي ساعت سازي مي بيني. اگر دنبال وسيله آشپزخونه اي باز به همين ترتيب. خلاصه انگار هر بار كه يه فيلتر مشخص استفاده مي كني مي توني كلي چيز تو اون طيف ببيني. مسيرِ من آخرش مي رسه به اون تكيه ي قشنگ با اون معماري اش اون جا به جز دهه ي محرم پره از ميوه هاي رنگارنگ.

بازار هميشه براي من تنوع داره. از در و ديوارش تا آدم هاش و اون چرخ دستي ها و ... . شايد براي همينه كه خريد از فروشگاه هاي زنجيره اي (از نوع ايراني اش مثل شهروند) رو هم دوست دارم. كسي مي دونه كه چرا هميشه بازار هاي سنتي بغل دست امامزاده ها و ... هستند؟ كدومش اول بوده؟


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/92


   نظرات

م س (بدبین) :

سلام
عکس هایی که گذاشته بودید فوق العاده بود
متشکر

 

پژمان نوروزي :

خوب بازار در سنت ايراني_اسلامي اش فقط محلي براي خريد نبوده.بازار ها نشانه ها و سمبل هاي مدنيت و شهر ها محسوب ميشده اند براي همين بازار ، مسجد(امام زاده) سقا خانه ، اب انبار ، تكيهف حتي دار الشفا ها ، عدليه و...كه همگي وجه تمايز زندگي شهري وروستايي بوده اند(در گذشته) با هم و در كنار هم بنا ميشده اند. نمونه ي اينها بازار هاي تهران،شيراز(وكيل)اصفهان(نقش جهان) و...است. البته وجه اقتصادي و تراكم جمعيتي همبوده.
سال نو هم كمي مانده بهش مبارك

 

ری را :

سلام

می دونم چی می گی. من هم بازار تجریش رو دوست دارم.

مسیرم هست. اما جایی است که از دیدن مردمش لذت می برم. وقتی خستم یا دلگرفته، رد شدن از بازار با مردمونش، مغازه هاش آرومم می کنه.

انگار یه سفر در زمان کرده باشم. به گذشته ای دور...

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007