« خانه تکانی | صفحه اول | ثلث دوم »

4 اسفند 86

شهریار!؟

آقای تبریزی!

اگر می خواهی درباره ی شهریار سریال بسازی، خب بساز. اگر می خواهی خیلی بزرگتر از اونی که بوده نشونش بدی، خب بده. اما برای این کار از بزرگانی مثل ایرج میرزا و عارف خرج نکن لطفا! خدا رو شکر این ها رو از تو کتاب ها و آثارشون می شناسیم نه از معرفی شما. چطور تونستی ایرج میرزا رو این طور ذلیل و کوچیک و عارف قزوینی رو این طور خودخواه و خودکامه به تصویر بکشی؟

آقای تبریزی! فکر نمی کنید زیاده روی کردید؟ یه جوون از راه می رسه و یک سره تمام بزرگان رو انگشت به دهان می گذاره. از بهار گرفته تا صبا و ایرج میرزا و میرزاده ی عشقی و عارف قزوینی و ... . این جوان ساخته ی شما هرگز اشتباه نمی کنه و در عوض همه و همه در اشتباهند و ایشان در خضوع کامل ایراد همه را می گیرد. فکرنمی کنید این شهریار ِ ساخته ی شما زیادی قدیس شده؟

آقای تبریزی یادتون نره که اون شعری که همه و همه در یادهاشون دارند و زمزمه اش می کنند شعرهای همین عارف قزوینی است عارفی که شما سعی کردید به افتضاح بکشیدش.

"از خون جوانان وطن لاله دمیده ..."


پ.ن: یاد یه صحنه از فیلم "آمادئوس" افتادم. همون اوایل فیلم یه کشیش رفته پیش "سالیری" که به اعترافاتش گوش کنه. سالیری از تنفرش نسبت به موزارت می گه. برای معرفی خودش به کشیش شروع می کنه به نواختن قطعات مختلف ساخته ی خودش با پیانو. کشیش هیچ کدوم از اون ها رو نمی شناسه. یک مرتبه سالیری ساخته ای از موزارت رو می زنه و کشیش فوری به نظرش آشنا میاد و شروع می کنه همراهش زمزمه کردن و می پرسه این رو شما ساخته اید؟ و سالیری می گه نه! این ساخته ی موزارته...


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/86


   نظرات

زهرا :

دقیقا!من هم میخواستم مطلبی راجب این موضوع بنویسم که خب تو جلو زدی،چند هفته است که این سریال رو به تعریف مامان و بابا و دوستم(تو و سامان) دارم میبیتم ولی تصمیم گرفتم دیگه نبینم،از بچگی نوار"حیدر بابا" باصدای خود شهریار تو ماشین بابا بود و من بیشترشو حفظم؛حسی توش هست که بغضم میگیره...ولی خوب شهریار هم شاعر بود مثل همه شاعر ها که بیشترشون از درد"نان" یا"جان" یا هر چیزی ...شعری در مدح شاه یا حاکم وقت دارند و من خوب یادم هست که در یک برنامه تلوزیونی زنده در اواخر عمر شهریار ایشون با"نام" آقای ه.ر جلوی چند میلیون بیننده عشق بازی میکردند!اما شهریار آقای تبریزی از همه شاعران ایراد میگیره که چرا در مدح فلانی شعر گفتی؟وفکر کنم آقای تبریزی از درد بادنجانهای دور قاب اگر روش میشد از زبان شهریار به حافظ و سعدی و فردوسی هم که برای شاهان وقت شعر گفتند بد و بیراه میگفت.
میبخشی که نوشتم طولانی شد.

 

مانيا :

باهات كاملا موافقم. اتفاقا قبل از اين قسمت فاجعه آميز اخير سريال، يك نفر از قول كسي كه خيلي خوب با شخصيت و اشعار شهريار آشنايي داشت، مي گفت كه اين شهريار سريال هيچ شباهتي به شهريار واقعي نداره. شهريار واقعي مثل خيليهاي ديگه، هم نظرباز بوده و دائم عاشق اين و آن مي شده (راست و دروغش پاي گوينده) و هم خودش مدح كم نگفته و هم محبوبيتش بيشتر از ايرج ميرزا و امثال او نبوده. از اين مقدس كردن آدمها و ارائه دادن نسخه ي فرشته گون و بي عيب از آنها متنفرم. بدتر از آن اين كه با سياه و شيطاني نشان دادن ديگراني كه در همان سطح شخصيت مورد نظر هستند، بخواهي آن شخصيت را بزرگ جلوه دهي.

 

بهزاد :

با سلام،
1. اصولا موضع گرفتن در مورد مطالبی که مغایر باورهای ماست، کار همه ی ماست و شما هم از این قاعده مستثنا نیستید.
2. احتمالا فراموش نکردید که ما نه در هالیوود، بلکه در ایران زندگی می کنیم و این فیلم در این محیط ساخته شده. اگر قرار بود حمایت شهریار از عارف قزوینی مثلا در مورد رضا خان به تصویر کشیده می شد، احتمالا ما هرگز شاهد پخش این سریال نبودیم و این سریال هم همان جایی می رفت که فیلم سنتوری رفت.
3. وقتی یک کارگردان فیلم می سازد، دو راه بیشتر ندارد. یا باید قید پخش فیلمش را بزند و زندان و بازجویی و ممنوع الفعالیت شدن را به جان بخرد و واقعیت ها را به تصویر بکشد یا اینکه کاری که آقای کمال تبریزی کرد بکند. بنده شخصا راه حل دوم را ترجیح می دهم. البته این موضوع کاملا سلیقه ای است

 

احسان :

سلام.
گویا این فیلم مارمولک 3 از آقای تبریزی هست.
مارمولک 2 رو که می شناسید؟
موید باشید.
بدرود.

 

سیامک ا :

این مثل آخرش عالی بود. جدا لذت بردم. ممنون.

 

بی نام :

به نظرم شخصیت ایرج میرزا رو درست تصویر کرده این کمال تبریزی!
نمی دونم چه قدر از شعرهاش رو خوندین ولی یکی از شعرهاش واقعا اونقدر افتضاحه که اصلا قابل بیان نیست!
نمی دونم چطوری چاپش کردن
در مورد میرزاده عشقی هم که بد به تصویر کشیده نشده
راجع به نظر بازی شهریارم که هر وقت توی فیلم شهریار یه دختر یا زنی می بینه از سر تا پا بهش زل می زنه و نگاه می کنه پس نظر بازیشم پنهون نکرده
ولی قبول دارم که یه ذره شخصیتشو بزرگتر از اونچه که هست نشون داده که اینم خاصیت ایرانی جماعت هست که مرده پرستن و مرده هارو برای خودشون بت می کنن

 

مهدي :

متاسفانه آقاي تبريزي چهره زيبا و خوبي كه از شهريار در ذهن داشتيم را هم خراب كرد .

كار بد نكردنش بهتر است

 

:

مقایسه شهریار با شعرای مبارزی چون عارف بزرگترین خبط آقای تبریزی است مردم قضاوت خواهند کرد. همانطور که درباره امیر کبیر و آقاخان نوری کردند.

 

محمد :

حیدر بابا گون دالووی داغلاسون
اوزون گولسون بولاخلارون آغلاسون
اوشاخلارون بیر دسته گل باغلاسون

یل گلنده ور گتیرسین بو یانا
بلکه منیم یاتمیش بختیم اویانا


حیدر بابا خرشید پشتت را گرم کند
صورتت بخندد چشمه هایت گریه کند
فرزندانت مانند دسته گلی زیبا شوند


وقتی که باد می آِد خوشبختی را به او بده
سمت ما بیاورد
تا شاید بخت خوابیده ی ما بیدار شود

 

عليرضا :

گاف هاي سازندگان را به حساب شاعر گذاشتن به اندازه اشتباهات كمال تبريزي نابخشودني است و شهريار را به جاي يك شاعر يك قديس معرفي كردن خيانت است.
شهريار شاعر بود و انصافا هم شاعري بي بديل. اما بدانبم كه او هم يك انسان بود مثل من و تو

 

حسین :

متاسفانه اصلاً با بزرگ یا بزرگوار بودن جناب شهریار موافق نیستم . بعضی از شعرهای ایشان به دل میشینه ولی کسی که شعر " الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من " رو سروده خودش رو از مرتبه بزرگی بشدت دور میکنه . شعر یا کلام آهنگین و کوش نواز رو خیلی ها میتوانند بگویند ولی لزوماً همشون بزرگ نیستن اشعار اقای کوروش راقتی نیز بعضاً جالبه ولی حتی خود ایشون که از دوستان من هست قبول داره که آدم بزرگی نیست

 

علی پزشکی :

سلام خانم قاسمی. من فکر نمی کنم که در ساخت این سریال اغراقی شده باشد. تمام وقایع آن بر اساس مستندات تاریخی است.

 

داود قزوینی :

بیچاره عارف قزوینی که هر احمقی دربارش نظر میده..
همونطور که هر حکومتی بعد از اون باهاش دشمنه..
چون مردمش و وطنشو دوست داشت...
من که قبل از این سریال تو شاعرای معاصر فقط اونو میشناختم و دوسش داشتم و این شعرمو به اون تقدیم میکنم..
****************************
در این فرهنگسرای بی فرهنگ..
در این تمدنگاه بی تمدن..
در این سیل خروشان در هر جهت..
در این رود رونده بی جهت..
در این اقیانوس بیکران کم عمق..
در این دریاچه پشت سد..
در این باغستان همیشه نارس..
در این گلستان بی گل سرخ..
در این کشتی نشسته در گل..
در این قایق گرفتار در موج..
به دنبال چه میگردی؟؟
که دنبال تو میگردند..
نمیابی چیزی..
ولی یابند تورا..
برند با بند تورا..
با خود گویی چرا؟؟
گویند مگر اصل خود گم کرده ای..
که اینگونه از گله رم کرده ای..
حالا که خون تو شد حلال..
شوی قربانی زیر پای حاجیان..
صد رحمت بر ان گرگهای بیابان..
این است وصف ایران..
******************************
تقدیم به روح پاک عارف قزوینی


 

رشاد :

درفیلم شهریار نسبت به شخصیت واقعی استاد اغراق هایی صورت گرفته اما با این وجود همین که شهریار را در اذهان زنده کردوبه اوجان داد جای تحسین داردولی قاطعانه با خرد شدن شخصیت دیگر شعرامخالف هستم.

 

آراز :

در این سریال به حق شخصیت استاد بزرگ نشان داده شده و میشد بزرگ تر از این ها هم نشان داده شود.فقط برای آقای تبریزی متاسفم که شخصیت ستارخان(سردار ملی )را خیلی کوچک ساخته بودند. در ضمن بدانید که شهریار اسطوره معاصر ایران بوده و در زمان معاصر شاعری برتر از ایشان در ایران نداریم.

 

به تو چه :

بعضی جاها خیلی شورش در آمده فقط همین

 

ستاره :

فقط خواستم بگم که آ قای شهریار یکی از شاعران فارسی زبان است که مورد رحمت حضرت علی (ع) می باشد به خاطر شعری که ایشان فرمود در مورد آن حضرت که حتّی آیت الله العظمی مرعشی نجفی دراین مورد خوابی را از شهریار می بینند ( برای دانستن خواب که خیلی جالب است دوستان می توانند به وصیت نامه ی آیت الله نجفی مراجعه کنند)و خیلی متاسفم که توهین های به این شاعران شده در ضمن از سایت شما تشکر میکنم

 

تناز :

دوت منی فیلم شهریار خیلی یخچی در این را به زبان ترکی گفتم من خودم همشهری هستم با شهریار الین آقر مسن

 

بهار :

تکرار بهار
ای ماجرای آبی پرواز تا خدا
ای انتهای مرز تمام گذشته ام
ای بی ریاترین نفس پک یاس ها
با نام تو کتاب وفا را نوشته ام
در زیر دانه های قشنگ تگرگ عشق
من بودم و خیال تو و یک سبد بهار
یک آٍمان شکوفه زیبا و پک یاس
از آن طلوع مانده برایم به یادگار
ای مهربان ترین از تپش غنچه های ناز
ای سرگذشت رویش رعنای عاطفه
ای دست تو پناه هزاران گل سپید
ای چشم تو حکایت دریای عاطفه
بی تو شکست خاطره های بلوغ عشق
بی تو غروب واژه رویا همیشگی ست
بی نو ترانه های محبت غریبه اند
چشم تو شهر آبی درمان تشنگی است
بر گرد ک.چه دل آلاله ها هنوز
در آرزوی لحظه دیدار مانده است
چشمان صد هزار شقایق به یاد تو
تا صبحگاه عاطفه بیدار مانده است
برگرد ای تراوش شبنم ز برگ یاس
برگرد و باز ترجمه کن انتظار را
برگرد و داستان دلم را مرور کن
تکرار کن برای غزل بهار را
(به مناسبت سال نو تقدیم به شما) شاعر : مریم حیدر زاده

 

.................... :

ببخشیدها...خیلی دارید تند می رید...چرا هیچ کدومتون از فیلم لوس و مسخره ی یانگوم ایرادی نمی گیرید؟اون فیلم هم همینطور بود....یانگوم محشر بود ..عالی بود...همیشه کارای خوب می کرد....کار بد نمی کرد....اشتباه نمی کرد....اگه هر کی زورم می زد و نمی تونست یانگوم می تونست اونم بدون زور....از یانگوم قدیس ساخته بودن....چرا اونو نمی گید؟...چرا برای اون نقد نمی نویسید...درسته که تموم شده اما هنوز بعضی خرا سی.دی شو می خرن....تازه می گفتم یانگوم واقعی بوده و در تاریخ کره اتسمش هست....همین مونده بود که یانگوم بیاد بره .......که انقدر تحویلش گرفتین و شهریارو که عین اونه تحویل نمی گیرین و فکر هم می کنید خیلی روشنفکرید......هاهاهاهاهاهاهاها......

 

عبدي :

با سلام
اولا شهريارنه تنها شاعري بزرگ بود بلكه از نظر عرفان از شاعرهايي مثل حافظ وسعدي هم بالاتر بود ثانيا اهل فن با انتخاب روز تولد شهرياربه عنوان روز شعر وادب فارسي تبحر او را در شعر گفتن تا ئيد كردند ثالثا شهريار شاعري بود كه در سه زبان (تركي فارسي و فرانسوي )شعر گفته است كه دو زبان آن جزء شش زبان زنده دنيا است(تركي وفرانسوي) از اقاي تبريزي هم كمال تشكر را داريم

 

سپيده :

اولا كه خيلي خوب كرده كه شعر الا اي تهرانيا رو گفته ببين چه گستاخي هايي شنيده كه اين شاعر محجوب ما اين طوري جواب داده بعد هم به نظر من شخصيت شهريار تو اين سريال خيلي بد نشون داده شده چون خودش خيلي آقاتر بود و اين دروغ نه تنها در مورد شهريار بلكه در مورد تبريز و مردمش و حتي ستار خان هم كاملا واضحه مي شه گفت يه جوارايي تله تئاتر از نوع افتضاحش واقعا براي آقاي تبريزي و همه كساني كه مي خوان اداي روشن فكري دربيارن و در مورد اين شخصيت بزرگ كه نوك انگشتش هم نمي شن و اگه بري ته زندگيشون مي بيني چه نظر باز و كثافت هايي هستن متاسفم

 
 

داود :

دوستان عزیز به خاطر اینکه به شخصیتی علاقه و یا تعصب داریم نمی توانیم و نباید دیگران را تخریب کنیم اینکه شاعرانی مانند عارف قزوینی , ایرج میرزا و دیگران همه شاعرانی بودند که در بین خیلی ها عزیز و محترم هست اما اینکه بخواهیم به این دلیل که در سریال شهریار کمی به آنها به قول دوستان توهین شده شخصیت والای استاد شهریار را زیر سوال ببریم کمی دور از انصاف است .
زیرا اگر انسان منصفی باشیم حتما قبول خواهیم کرد که شهریار شاعری بوده که هم عارف بود و هم عاشق . و شهرت شهریار نه تنها در ایران که در جهان برای همه ثابت شده است و دلیل این ادعا ترجمه آثار وی به چندین زبان دنیا می باشد.
دوستانی که ادعای تخریب دیگر شخصیت هارا دارند اگر منصف باشیم باید قبول کنیم که نباید این موضوعات مطرح می شد اما چون منصف هستیم (البته امیدوارم باشیم)پر واضح است که چنین نیز بوده به عنوان مثال اگر به اشعار ایرج میرزا نگاهی بیندازیم این موضوع مشخص می شود.
در پایان ضمن عذر خواهی از طولانی بودن مطلبم ذکر این نقطه را لازم می بینم که استاد شهریار به حد کافی شخصیتی والا دارد که نیازی به خرج کردن از جیب این و آن برای بزرگ کردنش نیست

 

یعقوب (ترفند های کامپیوتر) :

سلام خانم قاسمی. من فکر نمی کنم که در ساخت این سریال اغراقی شده باشد. تمام وقایع آن بر اساس مستندات تاریخی است در ضمن این کار شما هم خیلی مضخرفه که اینجور نظر خواهی راه میندازی شهریار یه شاعر بزرگ ایرانییه و احترامش واجبه از این کارا نکنین لطفا

تا خورشيد:

آقاي محترم، من نظر خواهي اي راه نيانداخته ام. نمي دانم درباره ي چي حرف مي زنيد.

 

یعقوب (ترفند های کامپیوتر) :

شهريار در اشعار ديگر شعرا:

هـ . ا. سايه
ترانه غزل دلكشم مگر نشنفتي
كه رام من نشدي آخر اي غزال دميده
خموش سايه كه شعر تو را دگر نپسندم
كه دوش گوش دلم شعر شهريار شنيد
***

نيما يوشيج
رازي ست كه آن نگار مي داند چيست
رنجي است كه روزگار مي داند چيست
آني كه چو غنچه در گلو خونم از اوست
من دانم و شهريار مي داند چيست
***

مفتون اميني
چون دل مفتون ترا مشكل به دست آورده است
كي رها مي سازدت اينگونه آسان شهريار
اولين استاد شعر و آخرين سلطان عشق
هر كجا نام تو در آغاز و پايان شهريار
***

پژمان بختياري
زين شهر مردپرور و زين شهر عشق زاي
برخيزد ْآنچه ماية غرور و وقار ماست
گه شهريار پرورد اين شهر، گاه شمس
كز نامشان تفاخر ملك و ديار ماست
***

مهرداد اوستا
شعر همان عشق كه با شهريار
كرد سرافرازي و نام آوري
شعر همان فتنه و آذرم و راز
كز نگه دوست كند دليري
***

بيژن ترقي
به شهريار بگو شهريار مي آيد
دوباره بخت ترا در كنار مي آيد
بگو كه عرصة شعر و ادب بپيرايند
كه از سواد دل آن شهسوار مي آيد
***

فريدون توللي
اي شهريار نغمه كه با چتر زرفشان
دستانسراي عشق و خداوند چامه اي
از من ترا به طبع گرانمايه، صد درود
ز آنرو، كه در بسيط سخني، پيش جامه اي
***

مهدي اخوان ثالث
شهريارا تو همان دلبر و دلدار عزيزي
نازنينا، تو همان پاك ترين پرتو جامي
اي براي تو بميرم، كه تو تب كردة عشقي
اي بلاي تو بجانم، كه تو جاني و جهاني
***

فريدون مشيري
در نيمه هاي قرن بشر سوزان
اشك مجسمي بود، در چشم روزگار
جان ماية محبت و رقت
ايواي شهريار
***

عمران صلاحي
شهريار حزن بودي، خانه ات بيت الحزن
پادشاه قلعة خاموش روح خويشتن
شهر ويراني سراسر خانه هايش سوخته
بادهاي در به در چرخان و بر در حلقه زن
***

غزال و غزل
امشب از دولت مي دفع ملالي كرديم
اين هم از عُمر شبي بود كه حالي كرديم
ما كجا و شب ميخانه خدايا چه عجب
كز گرفتاري ايام مجالي كرديم
تير از غمزة ساقي، سپر از جام شراب
با كماندار فلك جنگ و جدالي كرديم
غم به روئين تني جام مي انداخت سپر
غم مگو عربده با رستم زالي كرديم
باري از تلخي ايام به شور و مستي
شكوه با شاهد شيرين خط و خالي كرديم
نيمي از رخ بنمود و خمي از ابرويي
وسط ماه تماشاي هلالي كرديم
روزة هجر شكستيم و هلال ابرويي
منظر افروز شب عيد وصالي كرديم
بر گل عارض از آن زلف طلايي فامش
ياد پروانة زرين پر و بالي كرديم
مكتب عشق بماناد و سيه حجره غم
كه در او بود اگر كسب كمالي كرديم
چشم بوديم چومه شب همه شب تا چون صبح
سينه آئينة خورشيد جمالي كرديم
عشق اگر عمر نه پيوست بزلف ساقي
غالب آنست كه خوابي و خيالي كرديم
شهريار غزلم خوانده غزالي وحشي
بد نشد با غزلي سيد غزالي كرديم

 

سیامک :

سلام به همه عزیزان
1. شهریار در شعر و ادب پارسی جزو افرادی است که دارای نبوغ خاصی بوده. ولی شخصیتش اینگونه قدیس وار نبوده که در این سریال به تصویر کشیده شده.
مخصوصا با بازی مزخرف این مثلا هنرپیشه و گرافیست که فکر کنم فقط بلده حرف بزنه.
2. ایرج میزا هم که داستانش معلومه ولی نه به این شکل که در فیلم است.
3. عارف و بهار هم که بهتره از والا بودن شعرشان صحبت نکنیم بهتره.

 

ایرانی :

واقعابعضی ازفرهنگهایی که دربین ماایرانیهاجاافتاده جای تاسف داره یک نگاهی دیگه به نظرات بالابیندازیداکثراونهافقط از روی حس ناسیونالیستی ویادشمنی با این قوم وآن قوم بوده ویابه خاطرشنیده های سطحی. یکی به خاطرترک بودن شهریار طرفداری می کنه یکی از عارف طرفداری می کنه چون قزوینی یکی چون یه شعرازفلان شاعرشنیده میکه بدبوده اون یکی با یه شعردیگه از همون شاعرمیگه خوب بوده. پس کوصداقت ونقدواقعی؟ ماایرانی هایاآدمارااونقدربزرگ می کنیم که بت می سازیم یااونقدرکوچک که... کاش کمی هم متعادل بودیم و انصاف داشتیم.اصلاچه دلیلی داره درباره چیزی که اطلاعات درستی نداریم نظربدیم؟
درضمن آقای تبریزی هم یک ایرانیه.

 

صمد :

سلام به نظر بنده آقای تبریزی در کارشان موفق بوده
وچهره واقعی شهریار را همان گونه که در زندگینامه ایشان نوشته شده است به تصویر کشیده اند یادمان نرود که شهریار تابیست سال قبل زنده بودند وافراد زیادی هستند که ازنزدیک باشهریار آشنا بودند وحتماآقای تبریزی در ساخت اثر ارزشمند خود از آنها نیز کمک گرفته اند

 

پرويز اسدي :

دنیا یالان دنیا دی

حيدر بابا، دنيا يالان دنيا دي حيدر بابا ، دنيا ، دنياي دروغي است.

سليماندان، نوحدان قالان دنيا دي از سليمان و نوح اين دنيا مونده

اوغول دوغان، درده سالان دنيا دي بچه داده و به درد گرفتار ميکنه اين دنيا

هر کيمسيه هر نه وئريب، اليبدي به هر کي هر چي داده ازش گرفته

افلاطوندان بير قوري آد قاليبدي از افلاطون فقط يه اسم خشک و خالي مونده

حيدر بابا، يارــ يولداشلار دوندولر حيدر بابا، رفقا همشون رو برگردوندن

بيرــ بير مني چولده قويوب، چوندلر يکي يکي منو تو صحرا گذاشته و رهام کردن

چشمه لريم، چراغلاريم، سوندولر چشمه هام، چراغ هام ،خشک و خاموش شدن

يامان يئرده گون دوندي، آخشام اولدي بد موقعي خورشيد رفت و غروب شد

دنيا منه خرابه­ي شام اولدي ! دنيا برام مثل خرابه شام شد

حيدر بابا ،يولوم سنن کج اولدي حيدر بابا، راهم از تو جدا شده

عمروم کچدي، گلممه ديم گج اولدي عمرم گذشت و نيومدم و دير شد

هئچ بيلمه ديم گوزللرون نج اولدي هيچ وقت نفهميدم زيبائيات چي شدن

بيلمزديم دنگه لروار، دونوم وار نمي فهميدم که برگشتني هست

ايتگين ليک وار، آيرليق وار، ئولوم وار گم شدني هست، جدايي هست، مرگ هست

«محمد حسين شهريار»

 

باران :

به نظر من شهریار یک اسطوره است نباید شخصیتش خرد میشد آقای تبریزی باید به مستندات وخانواده استاد تکیه میزد نه به باد هوا . امادستش دردنکنه.

 

زهرا :

خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به اگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسید به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی
خانه دوست کجاست

خداحافظ شهریار

 

ملكان :

با سلام به همه شما عزيزان هموطن
همينكه روز وفات اين شاعر عزيز را ورز ملي شعر وادب نام نهادن براي من بس اس.............ت .

 

طاها :

پسري كه جواني شهريار رو بازي كرده صداي خوبي براي شعر گفتن داره اگه مي شد شعرهاي شهريار رو رو CDمي خوند خوب مي شد تا به دستمان برسه

 

سما :

لطفا اول درباره ی یه شاعر اطلاعات کافی پیدا کنید(مثل ایرج) بعد قضاوت کنید.تازه شهریار مگه آدم بدی رو مدح کرده؟

 

خر :

درش رو گل بگیر

 

نوروز :

با سلام
من از جمله كساني هستم كه چندين بار زندگي شهريار رو خوندم و تا حد امكان اشعارش رو با زندگيش تطبيق دادم. حتي در ديوان شهريار كه در كتابخانه شخصي ام دارم شان صدور برخي از شعرهاشو پيدا و يادداشت كرده ام.
فيلم آقاي تبريزي با توجه به اطلاعات من كاملا درست نبود و در برخي موارد به ويژه در حوادث پس از انقلاب خيلي نارسا بود. براي مثال شهريار پس از انقلاب با فردي به نام بيوك نيك انديش آشنا مي
شود كه اين آقا هم اكنون در تبريز زندگي ميكنه و بيشتر زندگي نامه هاي شهريار به قلم ايشان است. در اون فاصله اي هم كه شهريار تنهايي اختيار كرده بود و در رو به روي هيچ كس باز نمي كرد فقط آقاي نيك انديش با او ارتباط داشت
ولي در فيلم آقاي تبريزي اصلا اثري از اين آقا نيست.
در مورد فعاليتهاي شهريار در زمان پس از انقلاب هم هيچ چيزي در اين فيلم وجود نداره در حالي كه اگه به ديوانش سر بزنيد حدود يك چهارم جلد دوم ديوان ايشان اشعاري است كه در زمينه هاي مختلف انقلابي سروده اند.
اما در مورد اينكه فيلم آقاي تبريزي عارف يا ايرج ميرزا رو كوچيك كرده اين حرف درست نيست. كساني كه چنين ادعايي دارند نه عارف رو ميشناسن نه ايرج رو و معلومه كه فقط با تعدادي از شعرهاي ايشان كه زبانزد است و يا به صورت تصنيف درآمده است آشنايي دارن و از روي آنها درباره ايشان قضاوت مي كنن. شعرهاي سخيفي كه در ديوان ايرج ميرزا وجود دارد گواهي روشن بر اين مدعاست كه آنچه از او در سريال شهريار نمايش داده شده تا حدود زيادي با واقع مطابق است.
در مورد شعر تهران و تهراني هم كه يكي از دوستان به آن ايراد گرفته بايد بگويم تا زماني كه يك معظل اجتماعي فقط در حد افراد سطح پايين و بي فرهنگ جامعه وجود دارد روا نيست كه شاعري شهير مثل شهريار به آن بپردازد ولي زماني كه اين معظل به قدري همه گير شود كه حتي به دربار نيز راه پيدا كند مسلم است كه در اينجا بايد شاعر وارد ميدان شود و با آن مبارزه كند.
در مورد اين شعر هم وضع به همين منوال است. شما دوست عزيز مسلما از شان صدور اين شعر خبر نداريد. همان گونه كه بند اول اين شعر گوياي آن است اين مساله در آن زمان به دربار هم كشيده شده بود آنجا كه شهريار مي فرمايد:
الا اي داور دانا تو ميداني كه ايراني
چه محنتها كشيد از دست اين تهران و تهراني
چه طرفي بست از اين جمعيت ايران جز پريشاني
چه داند رهبري سرگشته صحراي ناداني
شاهد من همين مصرع آخر است: چه داند رهبري سرگشته صحراي ناداني
در شان صدور اين شعر گفته اند كه يكي از افسران عالي رتبه ارتش، سربازي آذربايجاني رو ترك خر خطاب مي كنه و خبر اين حركت به گوش شهريار مي رسه و او با اين شعر دندان شكن جواب او رو ميده و به اين معظل اجتماعي مي پردازد.
جالب اينجاست كه شهريار اين شعر رو از روي حس ناسيوناليستس نگفته بلكه در صدد درمان اين مشكل بوده و شاهد مدعاي ما هم اين ابيات است كه مي گويد:
تو اي بيمار ناداني چه هذيان و هدر گفتي
به رشتي كله ماهي خور به طوسي كله خر گفتي
قمي را بد شمردي اصفهاني را بتر گفتي
جوانمردان اذربايجان را ترك خر گفتي
تو را آتش زدند و خود بر ان اتش زدي دامن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر تويي يا من
ملاحظه مي كنيد كه شهريار نه تنها در صدد دفاع از اذريهاست كه در صدد دفاع از تمام اقوامي است كه به نوعي زخمي از تهراني به آنها رسيده است.
يا انجا كه مي گويد:
كنون گندم نه از سمنان فراز ايد نه از زنجان
نه ماهي و برنج از رشت و ني چايي زلاهيجان
از اين قحط و غلا مشكل تواني وارهاندن جان
مگر در قصه ها خواني حديث زيره كرمان
دگر انبانه از گندم تهي شد ديزي از بنشن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر تويي يا من
يا انجا كه مي گويد:
چرا با دوستدارانت عناد و كين و لج باشد
چرا بيچاره آذربايجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتي ايران ز تهران تا كرج باشد؟
هنوز از ماست ايران را اگر روزي فرج باشد
بنابراين شهريار نه از روي حس ناسيوناليستي كه از روي حس انساندوستي و براي درمان اين معظل اساسي دست به قلم برده و اين شعر را سروده و اين كار او نه جاي نقد كه بلكه جاي تقدير دارد. روحش شاد و با اميرالمومنين محشور باد.

 

منتقد :

من خودم حدود 10 تا 12 شعر فارسی شهریار رو خوندم راستش بعضی هاش خوبه در عین سادگی بعضی هاش هم چنگی به دل نمی زنه بله تو این فیلم بزرگ نمایی هم شده ولی آدم مذهبی ای بوده شهریار

 

:

سلام من سایه شهریار هستم
حمایت از شهریارم باعث شود خارگردد تهرانی خر

 

بابک :

من خیلی وقت بود که دنبال این شعر شهریار می گشتم
ممنون
برداشتمش گذاشتم تو قسمت جک تراوین که به ترک ها جک میگفتن
حالشونو گرفتم

 

سينا :

شهريار شخصيت و روح و بينشي بالاتر از ساير عرفاي زمان خود داشت پس بنابراين زماني كه عارف قزويني اشتباهي ميكرد شهريار به او پس گردني ميزد;-)

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007