« پراكنده گويي | صفحه اول | چي گناهه؟ »

30 دی 86

چشمه ی آب در روز تاسوعا

جای دوستان خالی!

توی این سرمای اخیر تهران ما هم یه اتاقمون رو تعطیل کرده بودیم و شوفاژش رو هم بسته بودیم. تبدیل شده بود به زمهریر و به همین دلیل درش هم بسته بود و زیر درش هم پارچه ای گذاشته بودیم که ازش سوز نیاد.

پریروز (تاسوعا) ساعت 2 بعد از ظهر درش رو باز کردیم و وسیله ای برداشتیم و همه چیز امن و امان بود. اما ساعت از چهار گذشته بود که سامان باز در اتاق رد باز کرد که یهو گفت: اوه اوه سیما بیا ببین که کارمون دراومده. چیزی که دیدیم این بود که کف اتاق به عمق 2 سانتی متر (!!) پر از آب بود و با وجودی که یه گبه ی پشمی گنده تو اتاق بود و کلی آب کشیده بود باز این همه آب کف اتاق بود.

خلاصه، به دنبال سرچشمه (که صدای ریختن آبش هم می آمد) رسیدیم پشت دیوار حیاط و دیدیم دیوار شکافی برداشته و داره آب می جوشه و میاد تو!!! اولین کاری که کردیم این بود که فلکه ی اصلی آب ساختمان رو قطع کردیم.

بله لوله ی آب حیاط از توی دیوار تو اون سرما یخ زده بوده و ترکیده بوده. پریروز که هوا کمی گرم شده بود، یخش آب شده بود، تازه آب راه افتاده بود. از دو طرف می جوشید. از تو حیاط و از تو اتاق! باورش سخته اما چندین تشت آب از کف اتاق جمع شد! همه ی ساختمون بی آب شده بودند و سرما هم داشت غالب می شد که خدا رو شکر اطرافیان تونستند یه لوله کش عصر تاسوعا (و جمعه) پیدا کنند. خدا خیرش بده. مثل یه فرشته آمد و از دوطرف دیوار رو کند و ترکیدگی لوله رو پیدا کرد و فعلا موقتا لوله رو کور کرد و ما رو با اتاقی که پنجره ی کوچک و جدیدی به حیاط پیدا کرده بود گذاشت و رفت!

آب ساختمون وصل شد و ما موندیم با اتاقی که همه چیزش کلی نم کشیده یا خیس شده بود. گبه هه رو که بلند کردیم ازش شر شر آب می ریخت و به سختی از خونه بردنش بیرون، بس که سنگین بود!! کلی دلم شور سازهام رو می زد که خدا رو شکر جایی که اونها بودند زمین کمی شیب داشته و آب فقط به جلدهاشون رسیده بود.

جای دوستان خالی (!!) خیلی خوش گذشت! حالا فعلا اون سوراخ رو پر کرده ایم و با کاغذ و مشمع پوشاندیم تا که دیوار خشک شه و آقای لوله کش (و احیانا نقاش و گچ کار و ...) بیاد درستش کنه.

تازه یه بخش جالب ماجرا این بود که حیاط تا دم در پر از برف و یخ بود و سامان کلی با بیل (!!) افتاد به جونشون تا یه راه باز کنه که بشه به لوله رسید.

خلاصه این داستان ما هم یه لذت دیگه بود از برف و سرمای شدید امسال تهران.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/68


   نظرات

بیرونی :

یه زمانی دوستی می‌گفت: حتی صرفه جویی نیز نیاز به زیرساخت دارد که ما هنوز نداریمش! بستن آب شوفاژ اتاق به صرفه بود یا نه؟

 

باد صبا :

سلام
متاسفم که اذیت شدین.
اگه بودیم حتما کمک می کردیم.
امیدوارم زودتر درست بشه
راستی شما قبلا بیشتر به لینک هایی که گذاشتید سر می زدید. سرتون شلوغ شده؟
موفق باشید

 

فاطمه :

سیما جونم می بینم تو هم راه افتادی٬
خاطره آفرینی می کنی؛-)

 

Ghazal :

Salam sima joon, bekhatere inke shofaj khamoosh boode yakh zadeh va intor shode boodeh? khooneye esfahane ma ham loolash terekideh boodeh. inja ham sard shode, be ma goftan zemestoon hata age khoone nistin dama ro az 10 daraje kamtar nabayad bezarin ke loole ha yakh nazane.

 

حضور :

سلام
وبلاگ نو مبارک !!! چه اسم زیبا و. چه حال و هوای دوست داشتنی ای داره! من خیلی وقته که اصلا به وبلاگ ها سر نزدم و امشب هم خیلی سخت پیداتون کردم. ولی اکه خدا بخواد میخوام تنبلی رو کنار بگذارم. راستی چقدر دلم براتون تنگ شده !!! انشااله زودتر ببینیمتون.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007