برف پارو می کنیم
همچین داره برف میاد که انگار مدت هاست نیومده و بالاخره برف گرفته!!
برف روی برف نشسته توی حیاط. امروز دوباره حسابی برف شدید گرفته. امیدوارم پروازها باز هم لغو نشه! ما امروز تو پژوهشکده یه مهمون داریم که اگه باز هم پروازش به هم بخوره کارگاهمون که از فردا باید شروع بشه بر باد می ره.
بچه که بودیم وقتی برف میومد و مدرسه تعطیل می شد با سیامک (برادرم) تنها می موندیم خونه و کلی بازی می کردیم. یکی از بازی هامون این بود که یه چیزی رو تو حیاط قایم کنیم لای برف ها و اون یکی پیداش کنه، برای همین نباید ردی می گذاشتیم تو برف ها. خیلی هیجان داشت. این روزها که برف رو می بینم دلم می خواد اون بازی رو بکنم، به جای بچه مدرسه ای ها قند تو دلم آب می شه.
"برفی" ها کلی این روزها کار و بارشون به راهه. "برفی" ها همون برف پارو کن ها هستند که میاند و داد می زنند "برفیه" یا می گند "برف پارو می کنیم" (با لحن مناسب خوانده شود). نمی دونم این ها باقی سال شغلشون چیه؟
نظرات
فرنوش :
سلام
خوبيد؟
خيلي وقته كه شماره تان را از سيامك گرفتم ولي نشده كه باهاتون تماس بگيرم
خوندن اينجا برام بوي خوب بچه گي ميده بعضي وقتها هم البته بوي شيريني كشمشي. خيلي خوبه كه ميتونيد حس هاتونو اينقدر خوب بنويسيد.
ماچچچچچچچچچ
تا خورشید:
فرنوش جان! ممنون از لطفت. بوی شیرینی کشمشی خیلی جالبه!!!!
فرنوش - January 8, 2008 11:18 AM
سحر یاد :
خوش به حالتون . از این برف لذت ببرید. اینجا که هوا خیلی سرد میشه ولی از برف تو منطقه ما خبری نیست.
البته اینجا یک چیز دیگه هم هست و اون اینه که اگه از آسمون سنگ هم بباره بعیده دو روز تعطیل کنند.
سحر یاد - January 8, 2008 11:21 AM
بهار :
سلام سیمای عزیز
این بازی که گفتی چقدر هوشمندانه و هیجان انگیزه :)
به نظرم برفی ها هوا که گرم می شود داد می زنند: نمکی نون خشکییییییییییییی ه
بهار - January 8, 2008 2:06 PM
شرمین :
این آدما زمستونا برف پارو می کنن، بهار و تابستونا آب حوض می کشن، پاییزا هم پنبه می زنن...وقتی هم که هیچ کاری پیدا نمی شه پیرزن خفه می کنن...مثل آچار فرانسه می مونن...همه کاری می کنن که شاید ازش نونی در بیاد!!!
شرمین - January 8, 2008 5:36 PM
سحر :
زمستونا برف پارو می کنن، دم عید فرش می شورن ، پاییز و زمستون باقالی ، لبو و شایدم نون خشک می خرن و می فروشن، تابستونا هم زالزالک یا فالوده گاهی هم آهن قراضه می خرن اما پیرزن خفه کردن نمی دونم چه جوری ازش پول در می آد ؟؟؟
سحر - January 8, 2008 11:47 PM
ری را :
به نظر من که خیلی از برفی ها دانشجو هستند.
و احتمالاً هم خیلی هاشون از همین درسهای بی نون و آبی مثل علوم پایه می خونن!
کمی شوخی بود و کمی جدی. دانشجوی شیمی می شناسم که کار منزل می کند....
ری را - January 8, 2008 11:47 PM
ziba :
اینجا اگر از اول ماه مهر تا آخر خرداد هم برف بیاد و هوا به -30درجه هم برسه که بعضی وقتها هم مرسه از تعطیلی خبری نیست.ما باید هم کار کنم وهم بچه ها مدرسه بروند.
ziba - January 9, 2008 1:47 AM
قاسم :
ببینم اونوقت کسی اذیت نمیکرد به جای آن که ردی باقی نگزارد همه جا را ردی کند؟
قاسم - January 9, 2008 3:46 AM
Hani :
برف و زمستون هرگز برای من هیجان نداشته...
تعطیلی مدرسه رو هم فقط برای خواب صبح دوست داشتم...
چه خوب که لذت می برید از فصل سرد. :)
سیاه...سفید...تاریک...سرد...!
Hani - January 9, 2008 11:38 AM
مریم :
سیما جون اون درخت بدبخت کمرش خم شد زیر اون همه برف! بتکونش ترو خدا! در ضمن حالت بهتر شده ؟ من کمی تا قسمتی دوزاریم کجه! امیدوارم که بهتر شده باشی و همدیگر را زودتر ببینیم!
مریم - January 9, 2008 1:21 PM