دادخواست
تا به حال بارها و بارها دادخواست هاي اينترنتي رو امضا كرده ايم، براي جلوگيري از حمله به عراق، براي نام خليج فارس، براي سد سيوند و پاسارگاد، براي زندانيان اجتماعي و سياسي و براي كلي دليل ديگه.
اما امروز يه ايميل به دست من و همكارانم رسيد كه ما رو دعوت به امضا ي دادخواستي عليه جنگ با ايران مي كرد. هرچند كه دايم داريم درباره ي اين موضوع مي شنويم اما اين دادخواست يه تكون اساسي بود. به خصوص كه همين امروز ديدم دوستان ايراني مقيم خارج از ايران هم در اين باره نوشته اند. از تصورش هم وحشت مي كنم.
به نظر مياد بيرون از ايران نگراني ها جدي شده. اما اين جا توي كوچه و خيابون كه مردم رو مي بيني و باهاشون حرف مي زني هيچ اثري از اين نگراني نمي بيني. نمي دونم واقع بيني است يا خواب خرگوشي. هر چي هست خيلي متفاوته. اين جا تو تاكسي هايي كه من سوار مي شم هنوز حرف ِ خيلي ها درباره ي سهميه ي بنزينه و درباره ي گرون شدن نفت (در بازار جهاني) و از اين جور حرف ها يا درباره ي افت شديد تيم استقلال و مثلا حرف هاي فيروز كريمي.
نمي دونم چي بگم. مثل هميشه اين دادخواست رو امضا كردم اما حتا دلم نمي خواد موضوع اين دادخواست اينترنتي رو در ذهنم هم تصور كنم.


