داوودی
باز هم گل کاشتم، گل پاییزی!
با کلی ذوق رفتم خریدم و کاشتم. امروز صبح که مشغول بیلچه زدن بودم، چنان شاد بودم که نمی شه توصیفش کرد.
دست کش های باغبونی خیلی خوبی که بهار برام گرفته بود رو دست کردم و افتادم به جون باغچه. داوودی و کلمی، گل های رنگ و وارنگ ریز داوودی.
این وسط نزدیک بود چند تا کرم خاکی رو دو نیم کنم! مثل همیشه یکی از لذت های کار تو باغچه رو حس کردم: وسط بیلچه زدن دیدم که چند تا جوونه از تو خاک زده بیرون. آره نرگس خانوم ها زرنگ شده اند و زود زدند بیرون. حسابی باغچه رو آب دادم، آخه گلی که تازه میاد تو باغچه هنوز ریشه اش غریبی می کنه و نمی تونه آب بکشه. باید کلی سیراب بشه تا با خاک جدید دوست بشه. گل های قبلی رو هم هرس کردم و بعدش از دیدن باغچه ی تازه و سرحال لذت بردم.
برای این کارم یه گلدون خوشگل سرخسی جایزه گرفتم برای توی خونه. آدم با دیدنش حس می کنه تازه می شه. جدا قشنگه. چون گلدونش عوض شده بود حسابی تشنه بود.
باد و بارون شدید تهران هم امروز بوی خوبی هوا کرده بود که آدم مست می شد. بوی برگ خشک و بوی تازگی و زیبایی پاییز. چنارها کلی سبک شدند امروز!
نظرات
مریم اینا :
چه تصادفی! من هم امروز درباره تصمیمم برای نگهداری گل و گیاه نوشتم.واقعا نمی دونم چرا با داشتن دوستانی مثل تو و بهار اینقدر نسبت به گل و گیاه بی احساسم. بدتر اینکه مامانم و پدربزرگم هم شبیه شما هستند، اما من هیچی ازشون یاد نگرفتم.
مریم اینا - October 24, 2007 10:12 PM
ziba :
با سلام
من هم امروز پیازگلهای بهاری را که قرار بودخسرو برای تو بیاره پیجیدم لای روزنامه و گذاشتم در یک چای خنک و تاریک تا شاید بدستت قبل از بهار برسد
ziba - October 24, 2007 10:46 PM
زهرا :
دوستم کاش همیشه بشه که گل کاشت تا همیشه خوشحال بود.اگه کرما رو نصف میکردی هیچ اتفاقی جز اینکه تبدیل به دو تا میشدند نمیافتاد(هر نیمه نیمه از دست رفته رو ترمیم میکنه)
زهرا - October 25, 2007 12:55 PM
نجیه :
مبارک باشه ! خوش به حالت باغچه داری...
نجیه - October 25, 2007 1:00 PM
شهریار :
یاد مصاحبه با ریچارد فاینمن می افتم که دریاره گل نظر داده بود می تونید از youtube.com نگاه کنید ....
شهریار - October 26, 2007 3:05 PM