خانه ی سریولی
بخشی ار مکالمه ی سریولی و شیطان در "خانه ی سریولی"، اثر نیما یوشیج:
"...
- سریولی حرف او ببرید.
با خطاب تو "مزور هستی" او را گفت: "اینک سهو دیگر.
اینک آن حرفی که از آن حرف های بی ثمر زاید.
کی تواند خواند اندر خلوت من فکرهای من؟
کور دیدگان، که ایشان راست بیزاری ز بینایی،
همچو پندارند،
که چو من لب بسته ام، و به بازی عروسک وارشان می پایم از پنهان،
مرده ام، فرسوده ام یا در تن خود جان.
من ز بس بد باوری لیکن، چو مه، تنهانشینم.
...
قطره ی ناچیز را مانم ولیکن
همچنان دریای طوفان زا به دل همواره می جوشم.
...
هیچم این نیروی پنهانی نمی میرد.
آتش بیهوده ی دونان
در درون من نمی گیرد.
این چراغ آن به که بهر مردم دیگر بیفروزی.
از برای آن جماعت که فریبی را به دلشان آرزومندند،
دل بسوزی.
من به دیگر آتشم دل می فروزد. از تو نفزایم به خود حرف توام چیزی
نخواهد کاست.
..."
شیطان: " لیک افسوس!
آن که با این فکرها پیوست،
می رود دایم ز روی پرتگاهان!
گر ترا رحم فراوان داشت در دل راه،
دل بسوز از بهر خود بودی. رمه ات را بیشتر کرده،
بر شمار گاوهای خود می افزودی،
تا پدر را، درگه ضعف و تهیدستی،
ناید از این را شکستی."
..."
نظرات
یک رهگذر :
سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت میکنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحهی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملیات اجازه نمیدهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحهی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژهی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفهی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم
یک رهگذر - October 23, 2007 8:54 PM